اسحاق بن اسماعيل دهلوى
12
غاية الشفاء
و بالحان طربافزاى دل و خوشكننده و صاحبان حمى يوم بيمى و فكرى را همچنين به بذلهاى خندهناك و بازيهاى عجيب و الحان خوش و مانند آن مشغول بايد كرد و اگر تفكر از بهر كارى بود كه شادى فزايد گاهى اميدوار و گاهى بسخنان شيرين دينى و اخروى مشغول بايد داشت هريكى را فىالجمله بضد ان تدبير بايد كرد همه صاحبان حمى يوم را گرمابه و آبزن و ماليدن اندك و نرم بايد فرمود از بهر آنكه ماليدن بسيار سخت تحليل مىكند و خشكى فزايد و غذاهاى لطيف و زودگوار و ترىفزا مىبايد داد چون گوشت بزغاله و گوشت مرغ خانگى فربه و تخم مرغ نيمبرشت و ماهى تازه خرد و قليه كدو و پالوده و اين غذاها بتفاريق و اندكاندك بايد داد تا بر معده گران نشود و چون از گرمابه و آبزن فارغ شود روغن بنفشه يا روغن نيلوفر يا روغن مغز كدو شيرين اندر همه تن بمالند و بر بسترهاى نرم بايد خوابانيد و غذاهاى لطيف اندكاندك بايد داد و از جماع محترز بايد بود كه مضرت آن بزرگ است - اندر حمى يوم كه از بسيارى خواب و آسايش تولد كند بدانكه بيدارى مر روح را همچون حركت است مر تن را از بهر آنكه بيدارى كه جز آن نيست كه روح نفسانى ؟ ؟ ؟ حاسها را كار نفرمايد و روح حيوانى حركتهاى اندامها را برحسب اختيار نفسانى بر نظام همى دارد بدين حركتهاى بخارها فزونى بتجليل از روح جدا مىشود پس هرگاهى كه مردم بسيار خسپند و رياضت كه عادت كرده باشد از دست بدارد ؟ ؟ ؟ فزونى دوركننده اندر روح بماند و تحليل نيابد و روح بدان سبب بگذرد گرم حمى يوم تولد كند علامت اين تپ سبب آن باشد يعنى هرگاهى كه معلوم شود كه اين كس بسيار خفته است و رياضت معتاده از دست داده است بايد دانست كه اين تپ از افراط خواب و ترك رياضت حدوث كرده و نشان ديگر آنست كه نبض بسبب بسيارى نماز ممتلى باشد علاج آن گرمابه كردن و عرق آوردن و آب معتدل به كار داشتن و رياضت معتدل كردن